|
164 - پناهندگى شتر
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مسافرت بود، شترى به حضورش آمد و جلو گردنش را به
زمين كوبيد و گريه كرد، بگونه اى كه اشك چشمانش ، دو طرف صورتش راتر كرد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به حاضران فرمود: آيا مى دانيد اين شتر چه مى گويد؟
اين شتر گمان كرده كه صاحبش مى خواهد او را فردا قربان كند.
آن گاه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به صاحب آن شتر فرمود: آيا حاضرى اين شتر را
بفروشى ؟.
او گفت : من مالى ندارم كه به آن مانند اين شتر، علاقمند باشم (نمى فروشم ) پيامبر
(صلى الله عليه و آله ) به او سفارش كرد كه با اين شتر به نيكى رفتار كن .
(470)
|